تبليغاتX
پادشاه تنهایی...

پادشاه تنهایی...

بیهوده متاز .... مقصد خاک است !!!

وقتی می یای صدای پات از همه جادهها مییاد

انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد

تا وقتی که در وا میشه لحظه ی دیدن میرسه

هر چی که جاده ست رو زمین به سینه ی من می رسه

ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم

وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم

گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم

دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه

مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه

عزیزترین سوغاتی غبار پیراهن تو

عمر دوباره ی من دیدن و بوییدن تو

نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس می خوام

عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس می خوام

ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم

اومدم واسه همیشه خداحافظی کنم.حالا می تونی با دوستات خوش باشی تمام وقتتو با اونا باشی منم میشم یه خاطره ی بد تو زندگیت که واسه ی تو و بقیه یه درس عبرت میشه.

تا همه بفهمن عشق و عاشقی مال تو قصه هاست.

پس خداحافظ قشنگ ترین قصه.

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 11:54 بعد از ظهر توسط مهتاب |



متشكرم

براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.

براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.

براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.

براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي.

براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.

براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي.

براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.

براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.

براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.

براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي.

براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"

براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.

براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.

براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي.

براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.

براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.

براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي.



به خاطر همه ي اين ها هيچ وقت فراموش نكن كه :

لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت مي دارم "

آغوش من هميشه براي تو باز است.

هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم.

هميشه پشتيبانت هستم.

من مثل كتابي گشوده برايت خواهم بود.

فقط كافي است چيزي از من بخواهي ,
بلافاصله از آن تو خواهد شد.

مي خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم.

من كاملا به تو اطمينان دارم و تو امين من هستي.

در دنيا تو از هركسي برايم مهم تر هستي.

هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه نياورم.

همين الان در فكر تو هستم.

تو هميشه براي من شادي مي آوري به خصوص وقتي كه لبخند بر لب داري.

من هميشه براي تو اينجا هستم و دلم براي تو تنگ است.

هر وقت كه احتياج به درد دل داشتي روي من حساب كن.

من هنوز در چشمانت گم شده هستم.

تو در تمام ضربان هاي قلبم حضور داري.

+ نوشته شده در پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط |

میدونم جواب نمیدی اما مثل همیشه : سلام ...
خواستم ازت خداحافظی کنم . هیچ وقت دوستم نداشتی . هیچ وقت به خواسته هام گوش ندادی و رومو زمین انداختی ، اما آخرین خواهشم اینه که : حلالم کن ...
اگه زنده موندم برای خوشبختیت دعا میکنم ، ولی اگه یه روزی جوابتو ندادم برای شادی روحم دعا کن ...
دوستت داشتم ، دارم و .....
مواظب خودت باش ...
خداجونم ، سمیه رو به تو می سپرم ، مواظبش باش آخه اون تمام هستیمه ...
خداحافظ بهترین ...

==================================================

اون طور منو نگاه نكن
دست توي دست من بذار
برو يه وقت مريض ميشي
بغضت رو هي نگه ندار
فدات بشم فدات بشم فدات بشم بذار برو
محاله باورش كه من ديگه نمي بينم تو رو
صدات مي لرزه عشق من
اسمم رو هي صدا نكن
طناب و دور گردنم
بنداز ديگه نگام نكن
بميرم واسه بغض تو
فكر منو نكن برو
دل و اسير من نكن
اگه دوستم داري برو
تو رو خدا گريه نكن
تصميم آخرو بگير
چهارپايه رو بكش برو
چهارپايه دستاشو بگير
با دست عاشقت بذار
طنابو دور گردنم
مي خوام فقط ادا كنم
حقي كه مونده گردنم
من بشكنم برنجم
فداي تار موهات
مهم تويي نرنجي
برس به آرزوهات
مواظب خودت باش
با قلب من چه كردي
دلواپسم نباشم
به اشك كي بخندي
اگر سراغمو گرفت
بگين نشونه اي نذاشت
بگين از اينجا رفته و
چاره ي ديگه اي نداشت
اگر سراغمو گرفت
اين نامه رو بهش بدين
بگين كه جا گذاشته بود
پرسيد كجا هيچي نگين
اگه بازم پرسيد ازم
اگه نكرد اشکاشو پاک
چاره اي نيست بهش بگين
فلاني رفته زير خاك ...

+ نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 6:26 بعد از ظهر توسط |

دلتنگی هاتو بردار بروی قلبم بذار.... تکیه بده به شونم تو این مسیر دشوار

اگه منو نمیخوای حرفه دلم رو گوش کن .... فقط برای یکبار بعدش خدا نگه دار

..بعدش خدا نگه دار

تنهائی خیلی سخته وقتی چشام براهه وقتی که شب سیاهه ..وقتی بدونه ماهه...

تنهائی خیلی تلخه وقتی که بی تو هستم تنها میمونه دستم با این دله شکستم...

دلتنگی هامو بردار پیشه خودت نگه دار هروقت که تنها شدی ..منو بیادت بیار ...

داری میری نمی خوام وقت تو رو بگیرم ..این حرفه اخره من ...دوستت دارم .. دوستت دارم میمیرم

تنهائی خیلی درده اگه نیائی تو خوابم ..وقتی تو اضطرابم ..تو هم ندی جوابم ...

تنهائی خیلی سرده وقتی پیشم نباشی...اتیشم نباشی.. بیدار میشم نباشی...

تنهائی خیلی سردمه..............................

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 7:57 بعد از ظهر توسط |

یه روز بهم گفت: «می‌خوام باهات دوست باشم؛ آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام».

بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم. فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام».

یه روز دیگه بهم گفت: «می‌خوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام».

بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم. فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام».

یه روز دیگه گفت: «می‌خوام برم یه جای دور، جایی كه هیچ مزاحمی نباشه. بعد كه همه چیز روبراه شد تو هم بیا. آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام».

بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم. فكر خوبیه. من هم خیلی تنهام».

یه روز تو نامه‌ش نوشت: «من اینجا یه دوست پیدا كردم... آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام».

براش یه لبخند كشیدم و زیرش نوشتم: «آره می‌دونم. فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام».

یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت: «من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی كنم... آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام».

براش یه لبخند كشیدم و زیرش نوشتم: «آره می‌دونم. فكر خوبیه... من هم خیلی تنهام».

حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . اون نمی دونه من هنوز هم خیلی تنهام...

+ نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387ساعت 7:52 بعد از ظهر توسط |

سلام الهه ، میدونم از دستم ناراحتی ، اما خودتم خوب میدونی که همش تقصیر من نیست ، تو هم مقصر بودی . یادته چند تا گل کنده بودی و بهم دادی ؟ حالا منم چندتا روش میزارم و به خودت تقدیم میکنم :

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 4 خرداد1387ساعت 0:35 قبل از ظهر توسط |

چه می جویم بگو با من بگو از تو چه می خواهم

منی که رو به پایانم چرا از تو نمی کاهم

برای با تو بودن ها شروعم رنگ غم دارد

شب تاریک و سرد من فقط روی تو کم دارد

به بالین می نهم سر را سراغت از چه کس گیرم؟

به بستر از غم عشقت شبی دور از تو می میرم

تو را کم دارد این لیلی تو ای عاشقتر از مجنون

تو ای بیگانه با هر کس تو ای با من شده همخون

تو میدانی چه می جویم تو میدانی چه می خواهم

تو می دانی چرا این سان من از یادت نمی کاهم

من از یادت نمی کاهم........

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط مهتاب |

پایان بغض سرکش من ابتدای توست                 شبهای من همیشه پر از قصه های توست

با قلب من اگر چه مدارا نکردهای                        باز این دل صبور به فکر غصه های توست

در قاب سبز خاطره در ذهن لحظه ها                 هر روز طرح تازهای از چشم های توست

با این که سر به زیرم و حرفی نمی زنم             روزی اگر ز پای بیفتم به پای توست

می خواهم از جنون تو یک دم رها شوم            اما تمام هستی من مبتلای توست

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط مهتاب |

به خاطر تو و براي شکستن فاصله ها تا هر زماني که بخواهی صبر خواهم کرد.

به دوري تو عادت کردم اما دوري انسان ها مهم نيست مهم نزديکي دل هاست.

به انتظار تو خواهم ماند زيرا مي خواهم عشق، عاشقي و کنار هم بودن را تجربه کنم.

من تو را دوست دارم و اميدوارم دل تو از دل من دوري نجويد. زيرا من عاشق تو بودم، عاشق تو هستم و عاشق تو خواهم ماند.

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 12:37 بعد از ظهر توسط |

سلام دوستای عزیز و سلام عزیزتر از جونم (الهه) !!
امیدوارم هر جا که هستی سالم و موفق باشی . فقط خواستم یادآوری کنم ... چیو ؟ خب معلومه دیگه ، اینکه دوستت دارم !!! یادت نره یکی هست که هیچ وقت از یادش نمیری ...

دوستت دارم !!!

+ نوشته شده در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 1:9 بعد از ظهر توسط |

خیلی ها ۱۰۰۰ تا حرف تو دلشون دارن که ۱ بار به زبون میارن ، اما من فقط ۱ حرف تو دلم دارم که ۱۰۰۰ بار اونو تکرار میکنم :

دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ... دوستت دارم الهه ...

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 11:59 قبل از ظهر توسط |

ها ؟ چیه ؟ مگه بَ بَ یی ها دل ندارن ؟! مگه گوسفندا آدم نیستن ؟! تازه دل که دارن هیچ ... جیگر و قلوه هم دارن !!! اینم تقدیم به گوسفندایی که به عشقشون نرسیده راهی کشتارگاه میشن !!!


+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 1:10 بعد از ظهر توسط |

سلام الهه جونم ، نمی دونی چقدر دلم برات تنگ شده . کاش الان پیشم بودی تا تو آغوش گرمت آروم می گرفتم ...
دوست داری اینطور عاشقونه با هم برقصیم ؟




دوست داری اینطور عاشقونه شونه به شونه ی هم قدم بزنیم ؟



دوست داری اینطور عاشقونه همدیگرو تو آغوش بگیریم و ببوسیم ؟



پس زود برگرد ...

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط |

سلام عزیزان ، فکر می کنید این عکس چی باشه ؟
چی ؟!!!!!!! واقعا" که ... خیلی بی ادبید !!! الکی ذوق نکنید !! این فقط یک لامپه !!!
شما فکر کردید چیه شیطوناااااا ؟!




+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط |

سلام به همه ی دوستان عزیز مخصوصا" الهه ی ناز خودم . امروز میخوام فقط براتون عکس بزارم ، بعضی هاشو الهه جونم داده ، چندتاشو هم خودم میزارم و همه رو تقدیم وجود نازنین عزیزترینم میکنم ...
























+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 12:36 بعد از ظهر توسط |

شاید اونجوری که باید قدرتو من ندونستم

حرفایی بود توی قلبم من نگفتم نتونستم

من به تو هرگز نگفتم با تو بودن آرزومه

نقش اون چشمای معصوم لحظه لحظه روبرومه

نیومد روی زبونم که بگم بی تو چی هستم

که بگم دیوونتم من زندگی مو به تو بستم

نمی دونستی که چون گل توی قلب من شکفتی

چشم تو پر از گلایه است اما هرگز نمی گفتی

من به تو هرگز نگفتم با تو بودن آرزومه

نقش اون چشمای معصوم لحظه لحظه روبرومه....

+ نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 11:45 قبل از ظهر توسط مهتاب |

این مطلب قشنگ رو یکی از دوستان فرستاد تا اینجا بزارم . همین جا ازش تشکر میکنم ، واقعا ممنون ...

در جزيره اي زيبا تمام حواس زندگي مي کردند : شادي ، غم ، غرور ، عشق و ...
روزي خبر رسيد که به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت. همه ي ساکنين جزيره قايق هايشان را آماده و جزيره را ترک کردند. اما عشق مي خواست تا آخرين لحظه بماند ، چون او عاشق جزيره بود.
وقتي جزيره به زير آب فرو مي رفت ، عشق از ثروت که با قايقي با شکوه جزيره را ترک مي کرد کمک خواست و به او گفت :
" آيا مي توانم با تو همسفر شوم؟ "
ثروت گفت : "نه ، من مقدار زيادي طلا و نقره داخل قايقم هست و ديگر جايي براي تو وجود ندارد . "
پس عشق از غرور که با يک کرجي زيبا راهي مکان امني بود ، کمک خواست.
غرور گفت : " نه ، نمي توانم تو را با خودم ببرم چون تمام بدنت خيس و کثيف شده و قايق زيباي مرا کثيف خواهي کرد . "
غم در نزديکي عشق بود . پس عشق به او گفت : " اجازه بده ، من با تو بيايم . "
غم با صداي حزن آلود گفت : " آه ، عشق ، من خيلي ناراحتم و احتياج دارم تنها باشم . "
عشق اين بار سراغ شادي رفت و او را صدا زد . اما او آن قدر غرق شادي و هيجان بود که حتي صداي عشق را هم نشنيد . آب هر لحظه بالا و بالاتر مي آمد و عشق ديگر نااميد شده بودکه ناگهان صدايي سالخورده گفت : " بيا عشق ، من تو را خواهم برد . "
عشق آن قدر خوشحال شده بود که حتي فراموش کردنام پيرمرد را بپرسد و سريع خود را داخل قايق انداخت و جزيره را ترک کرد. وقتي به خشکي رسيدند ، پيرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسي که جانش را نجات داده بود ، چقدر بر گردنش حق دارد .
عشق نزد علم که مشغول حل مساٌله اي روي شن هاي ساحل بود ، رفت و از او پرسيد : " آن پيرمرد که بود ؟ "
علم پاسخ داد : " زمان "
عشق با تعجب گفت : " زمان ؟! اما چرا او به من کمک کرد ؟ "
علم لبخندي خردمندانه زد و گفت : " زيرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است . "

+ نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 8:36 بعد از ظهر توسط |

سلام الهه ی مهدی ...
بابت همه ی نوشته های قشنگت ممنون . منو ببخش اگه یاد ندارم مثل تو قشنگ بنویسم . من همیشه عادت داشتم حرف دلمو بزنم . دل من فقط یک حرف با تو داره و منم فقط همین یک جمله رو بلدم . پس این جمله رو 10000000 بار میگم ، "دوستت دارم . دوستت دارم . دوستت دارم ...."
یادته ؟ خودت گقتی دوستت دارم را من دلاویز ترین شعر جهان میدانم . الانم من دلاویزترین شعر جهان رو تقدیم به وجود نازنینت میکنم .

+ نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 3:5 بعد از ظهر توسط |

سلام مهدی جونم

سلام و صد تا سلام به همه ی اونایی که عاشقن.

گفتی هیچوقت جوابتو نمیدم امروز می خوام فقط برای تو بنویسم.بله برای تو

"دوستت دارم در مسیر بی انتهای باران چشمانت همه شعر هایم را گفتم

گفتم که همیشه به یادت هستم.همیشه لحظه هایم را با تو تقسیم می کنم.

همانگونه که با گریه هایت باران می شدم و با خنده هایت اوج می گرفتم.

همه ی لحظه هایم را به تو می دهم و فقط از تو می خواهم که همسفر جاده ی زندگی ام شوی.

تمام لحظه ها و دقایق عمرم مملو از مهر توست و تمامی ثانیه هایم انباشته از تصویر تو.

قشنگ ترین لحظه هایم را به پای ساده ترین لحظه های زندگی ات می ریزم تا بدانی می پرستمت.

هنوز هم قلبم چون اولین دیدار عاشقانه برایت می تپد و با هر تپش می گوید:که فقط با تو عشق جاودان است.

نام زیبایت را در کتیبه ای از جنس عاطفه حک کرده ام و عکس قشنگت را در قابی از جنس عشق گذاشته ام تا همه بدانند تو سلطان جان من و فاتح دلم هستی.

تا ابد دوستت دارم"

+ نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 10:16 قبل از ظهر توسط مهتاب |

به خورشید گفتم گرمی ات را به من بده تا به تو بدهم گفت:دستانش گرمای مرا دارد.

به آسمان گفتم:پاکی ات را به من بده گفت:چشمانش پاکی مرا دارد.

از دشت سبزی زندگی اش را خواستم گفت:زندگی ات سبزتر از اوست.

از دریا بزرگی و آرامشش را خواستم گفت:قلبت به اندازه ی اقیانوس است و آرامشت نیز.

از ماه تابندگی صورتش را خواستم گفت:وقتی نگاهش میکنم خجل می شوم.

به فکر فرو رفتم من در قبال دستان گرمت چشمان پاکت سبزی زندگی ات بزرگی و آرامش قلبت و صورت ماهت هیچ ندارم که به تو هدیه کنم جز......

این....

بگیر نترس" می تپد برای تو و من چیزی ندارم جز قلبم.

 

+ نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 9:54 قبل از ظهر توسط مهتاب |

من در این کلبه خوشم .... تو در آن اوج که هستی خوش باش
من به یاد تو خوشم .... تو کنار هرکه هستی خوش باش ...


+ نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 9:2 بعد از ظهر توسط |




سلام الهه جونم ، لابد می پرسی این چیه ؟ آره ؟
این عکسو بهت نشون دادم که اگه یه روزی این پروانه اومد پیشت ازش نترسی ..... آخه من آدرس زیبا ترین و شیرین ترین و خوشبوترین گل دنیا رو بهش دادم عزیزم ...
خیلی دوستت دارم ...
 

+ نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 0:50 قبل از ظهر توسط |

سلام دوستان ، امروز دوباره الهه جونمو دیدم . خیلی خوشحالم ، الهه خانوم ناز ، کاش جای من بودی تا ببینی چقدر زیبا شده بودی ، تا ببینی چقدر لحظه های با تو بودن برای من لذت بخشه ...
این عکس هم تقدیم وجود نازنینت ....
دوستت دارم الهه ی زیبایی ها ...


+ نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 3:29 بعد از ظهر توسط |

سلام دوستان عزیزم ، آخ که دارم بال در میارم !!! آخه امشب دوباره عزیز مهربونم رو ملاقات کردم . دوباره گرمای وجودشو احساس کردم ، دوباره اون چشمای نازشو دیدم ، اون صورت ماهشو دیدم . کلی خوش گذشت امشب .
الهه جون ، 1 دنیا ممنون از اینکه به خاطر من این همه راه رو اومدی و وقت با ارزشت رو به من اختصاص دادی .
دوستت دارم .
تازه فردا هم قراره دوباره همدیگرو ملاقات کنیم ، امیدوارم خوابم ببره وگرنه صبح خواب می مونم !!!
پس تا فردا ...


+ نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط |

سلام الهه جون خوشکلم ، خوبی مهربون ؟
برات یک هدیه آوردم ، منتها خیلی خیلی ناقابله ...
اگه تمام گل های دنیا رو هم به پات بریزم بازم در مقابل گلستان نگاهت کمه ...
دوستت دارم نازنین من ...


+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 9:57 قبل از ظهر توسط |

سلام دوستان عزیز .
یکی از دوستان عکس بوسه های شیرین رو دیده بود و خوشش اومده بود ، واسه همین یه عکس بوسه ی شیرین برام ایمیل کرد تا بزارمش تو وبلاگ ، خوب منم روشو زمین نمیندازم . ممنون ازتون دوست عزیز ...


+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 0:50 قبل از ظهر توسط |

سلام الهه ی زیبایی ها ... خوبی مهربون ؟
خواستم بگم دلم برات یک ذره شده . به قول رضا صادقی :

هنوز اندر پی اونم , که اشکامو روی گونم با اون دستای پر مهرش کنه پاک و بگه جونم...
بگه جونم نکن گریه ، منم اینجام بزار دستاتو تو دستام تو احساس منو میخوای منم ای گل تورو میخوام ...




کاش پیشم بودی تا غرق بوست کنم ، تا بهت بگم : الهه ؛ دوستت دارم ، قدر تموم ستاره های آسمون دوستت دارم عزیز دلم .
ولی می دونم بالاخره یک روز به هم می رسیم و تا آخر عمر آغوش گرم و مهربون تو میشه تنها پناه من ... پس به امید اون روز ...

+ نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 1:28 بعد از ظهر توسط |

سلام دوستان گلم

امروز شدیدا" خوشحالم ، آخه نمی دونید که چی شده ، بالاخره بعد از ۲۷ روز دوری ، امروز عزیزترینمو دیدم ، اون چشمای نازشو دیدم ، اون صورت نورانی و دستای مهربونشو .... الهی من فداش بشم عزیزمو .

دوستت دارم الهه ی مهربونیا ....

+ نوشته شده در شنبه 17 فروردین1387ساعت 6:4 بعد از ظهر توسط |

دفتر خاطراتمو وا مي كنم به ياد تو درميارم ازآلبومم،عكساي يادگاريتو عكساتو هي مي بوسمو زل مي زنم به دفترم...عشق تو مونده در دلم ، فكر تو مونده تو سرم من هميشه دوستت دارم......

+ نوشته شده در سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 2:32 قبل از ظهر توسط |

سلام دوستان . نمی دونید چقدر امشب خوشحالم , آخه امروز بالاخره بعد از 7 روز صدای عزیزترینمو شنیدم (الهی قربون صداش بشم من) از همینجا هم می بوسمش . یه گل ناقابل هم تقدیم وجود نازنینش میکنم . انشاالله که عمرش مثل گل نباشه .

دوستت دارم الهه ی زیبایی ها ...












+ نوشته شده در دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 1:8 قبل از ظهر توسط |